ایلیاایلیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره

ایلیا قند عسل طلای مامان

یازده ماهگیت مبارک

1391/6/8 9:05
نویسنده : حنانه
198 بازدید
اشتراک گذاری

جوجه فسقلی مامان داره یواش یواش یکساله میشه دوماه بیشتر نمونده خدایاچقدر این روزها زود میگذره مثل خواب ورویا میمونه واسه مامانی دوست دارم زمان را با دستهام نگه دارم اخه کارهای گل پسرم خیلی شیرین وبامزه شده پسرم دیروز ده ماهش کامل شدووارد یازدهمین ماه زندگیش شد مامانش هم تنبل با یه روز تاخیر امد وبلاگشو آپ کردوای مامانی وقتی از سرکار میام تا صدامو میشنوی خودتو با سرعت برق وباد بهم میرسونی وپاهامو میچسبی ومی خواهی بغلت کنم حتی نمی زاری کفشهامو در بیارم دیگه باهزار کلک ومکافات وگریه لباسهامو در میارم بهت شیر میدم بدش هم دالی بازی وکلاغ پر بعد هم شما از این طرف به اون طرف چهار دست وپا میری ومامانت دنبالت میکنه شما هم کلی ذوق وخنده میکنی قهقههقهقهه

الهی مامان دورت بگرده  که خونه عشقمون را پر از شادی کردی

دیروز دو تا ازهمکارهای مامان  خانم نظر علی وصفری وقتی دیدت گفت ماشالله چقدر ناز شده سریع خودتو انداختی بغلشون بغلتازه سرتو هم گذاشتی روشونش چقدر کیف کردن خوشحال شدن وای میخواستن بخوردت انشالله خدا به خودش یه نی نی بده  بعدش هم بهم گفت حتما واسه پسری اسفند دود کن

فقط وزنت خیلی کمه 600/7مامان هم نگرانت هستنگران اخه بهداشت برات آزمایش نوشت منم به بابایی گفتم هفته دیگه میبرمت پیش دکتر خودت اگه گفت برات انجام میدم می ترسم مامان جون دستهاتو سوراخ سوراخ کنند تا خون ازت بگیرن حالا انشالله تا هفته دیگه مامان خداکنه این روزها خوب وزن بگیری دیگه احتیاج به آزمایش نداشته باشی مامان هم خیالش راحت بشه

از کارهای پسری در این روزهاniniweblog.com 

صداهای که داداش امید در میاره شما هم به زبون خودت تقلید میکنیتشویق

تا بهت میگم بای بای کن سریع دست راستو بالا پایین میکنی وبای بای میکنی بای بای

اصلا غریبی نمیکنی بغل همه میری وخودتو واسشون لوس میکنیبغل

تا بهت میگیم نی نای نای کن دوتا دستهاتو بالا وپایین میکنی ورقص انجام میدیخندههورا

تا میبینی کسی می خواد بره بیرون شما سریعتر خودتو به راهرو رسوندی ونگاه مظلومانه میکنی تا با خودشون ببرن ددر عاشق بیرون هستیمنتظر

عاشق ماشین سواری هستی فرمون ماشین را به زودی از بابایی میگیری دیگه بابای باید پیاده بره اخه پسرم می خواد رانندگی یاد بگیره لبخندniniweblog.com 

غذای سفره راخیلی دوست داری مامان هم بهت میده دیگه بزرگ شدی ماچ

ایلیا رفته تو راهرو می خواد بره ددر

اینجا جلوش واستادم که بیرون نره داره بهم چشم غره میره که

مامان برو کنار میخوام برم ددررررررررر

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

یلدا (مامان کیان)
21 شهریور 91 9:05
ای ایلیای نا قلا بدون مامان میخوای بری
بوس بوس

خاله جون اخه من ددری هستم مامانم کارداره منم دوست دارم برم پارک یه چیزی شما به مامانم بگو